الشيخ رسول جعفريان

407

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

تو را به اين كار واداشته است . او گفت : مرا با موسى بن جعفر چه‌كار ! هارون گفت : دع عنك هذا ، فوالله لو لا حسن صحبتك لقتلتك . « 1 » اين حرفها را كنار بگذار ، به خدا اگر به خاطر صفاى مصاحبت با تو نبود تو را مىكشتم . نوع ديگر از برخورد امام كاظم عليه السّلام با خلافت عباسى ، حركتى بود كه امام در برخورد با على بن يقطين داشت و از وى خواست تا در دربار عباسى بماند و بكوشد تا شيعيان را از گرفتارى نجات دهد . على بن يقطين در شمار اصحاب خاص امام كاظم عليه السّلام بود كه در دستگاه خلافت عباسى داراى نفوذ بود . او در دورهء مهدى و هارون نفوذ فراوانى داشت و از آن به نفع شيعيان بهره‌گيرى مىكرد . زمانى كه او از امام خواست اجازه دهد تا خدمت دستگاه خلافت را ترك گويد امام از دادن چنين اجازه‌اى خوددارى كرده و فرمود : لا تفعل فانّ لنا انسا و لاخوانك بك عزّا و عسى أن يجبر الله بك كسرا و يكسر بك نائرة المخالفين عن أولياءه ؛ يا علىّ كفّارة اعمالكم الإحسان الى إخوانكم « 2 » اين كار را نكن كه ما به تو در آنجا انس گرفته‌ايم و تو مايهء عزّت برادرانت ( شيعه ) هستى و شايد خدا به وسيلهء تو شكستى از دوستانش را جبران نموده و توطئه‌هاى مخالفان را دربارهء آنها بكشند . اى على ! كفّاره گناهان شما همانا نيكى به برادرانتان است . در روايت ديگرى آمده است كه امام در جواب او چنين فرمود : لا لك المخرج من عملهم و اتّق الله ؛ « 3 » تو را چاره‌اى جز ادامهء كارت نيست ، از خدا بترس . و در نقل ديگرى آمده كه وقتى امام به عراق آمد ، على بن يقطين از اين كه امام را در چنين حالى مىبيند اظهار تأسف كرد . امام به او فرمود : يا علىّ ! إنّ للّه تعالى أولياء مع أولياء الظّلمة يدفع بهم عن أولياءه و أنت منهم يا على . « 4 » اى على بن يقطين ! خدا را دوستانى در صفوف دوستان ستمكاران هست كه به

--> ( 1 ) . رجال كشى ، ص 441 ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 48 ، ص 136 ( 3 ) . قرب الاسناد ، ص 126 ( 4 ) . رجال كشى ، ص 433